قصه تلخ دختران مدل پوشاک و مد

سال‌هاست که مدیران شرکت‌های طراحی لباس و پوشاک زنانه، برای نمایش کارهایشان از دختران لاغر اندام و کشیده و زیبارو به عنوان مدل استفاده می‌کنند.
2671_558.jpgسال‌هاست که مدیران شرکت‌های طراحی لباس و پوشاک زنانه، برای نمایش کارهایشان از دختران لاغر اندام و کشیده و زیبارو به عنوان مدل استفاده می‌کنند. البته به دنبال موفقیت‌های تجاری آنان، از این دختران معصوم برای تبلیغات آرایشگاه‌ها و باشگاه‌ها و عطر و خودرو و سایر محصولات مصرفی نیز بهره برده می‌شود. نویسنده با اشاره به حقایق فراسوی این صنعت نظیر وادار کردن مدل‌ها به استفاده از رژیم‌های غذایی طاقت‌‌فرسا، استفاده روزافزون از لباس‌های سکسی‌تر و وقیح‌تر، دور انداختن مدل‌های قدیمی و تلاش برای یافتن دختر کانی لاغرتر و ناشناس تر، در کنار جذب گسترده دختران مهاجر اروپای شرقی و آمریکای لاتین به این صنعت، معتقد است، آنچه این عروسک‌های زیبای صنعت مد قادر به درک آن نیستند، این حقیقت است که در زندگی ما جایی برای نقش بازی کردن وجود ندارد.

اینک به پایان عصر مدل ها نزدیک شده‌ایم. هرچند هنوز هم دختران بر روی سکوهای نمایش لباس‌های طراحان پوشاک مد، در حال خرامیدن هستند. ما شاهد تشابهات زیادی میان این دختران بسیار لاغر و جوان در شهرهای نیویورک و لندن و پاریس هستیم. این عروسک‌های خوش خرام با چهره‌هایی دوست داشتنی، چشم‌هایی درشت، لب‌هایی کلفت و برآمده و هیکل‌هایی درشت مشابه نژاد اسلاو، همچنان به فعالیت مشغولند. به همین خاطر اگر یکی از این افراد را ببینید، گویی که همه آنها را دیده‌اید.

نکته اصلی چیست؟

این دختران قرار نیست که جایگاه طراحان را ارتقا دهند و البته این وضعیت به این معنا نیست که آنان را باید برهنه‌تر نمود. این دختران معصوم به سادگی و همانند یک دستمال کثیف، جای خود را به دیگری می‌دهند. درست همانند کاری که یک فروشنده پس از چند روز با یک مانکن پلاستیکی قرار داده شده در دکور مغازه‌اش انجام می‌دهد.

بر خلاف دهه‌های پیشین که این مدل‌ها نه تنها در سکوهای نمایش مد، بلکه بر روی فرش‌های قرمز، جلدهای مجلات، صفحات تبلیغاتی، فروشگاه‌های عرضه محصولات آرایشی و باشگاه‌ها و آرایشگاه‌ها هم ظاهر می‌شدند، این دختران دیگر فاقد قدرت شده‌اند، به گونه‌ای که حتی توانایی کنترل اندام‌هایشان را ندارند؛ و دیگر نمی‌توان برای آنها هیچ وزنی (با تمام ابعاد آن) قائل شد.

باید یادآوری کنم که روزنامه «نیویورک تایمز» در شماره گذشته‌اش این چنین نوشته بود: «ما در میان این مدل‌ها، به ندرت شاهد حضور زنان دورگه و یا سیاه‌پوست هستیم.» در یک چتی هم در بهار گذشته به این روند اشاره کرده بود. روزنامه‌های «واشنگتن پست» و «ایندیپندنت» هم پرده از این وضعیت برداشته و یادآوری نموده‌اند که در بازار مد ما شاهد افول تدریجی تنوع هستیم.

مثلاً اگرچه در شوی لباس میلان در ماه مارس گذشته، بیش از 000/2 مدل وجود داشت، اما چتی می‌گوید که در میان آنان کمتر از تعداد انگشت‌ دست می‌توانستید مدل‌های آسیایی و یا سیاه را ببینید. البته مجله پوشاک زنان (WWD) هم در بررسی‌ نمایش‌های مد فصل پاییز امسال به این نکته اشاره کرده بود.

اما چرا؟ زیرا این مدل‌ها باید دیده شوند و در عین حال نباید توجه بینندگان را به خود جلب کنند. چرا که به عنوان مثال، یک زن سیاه می‌تواند افکار بیننده را بیش از آنچه که باید، به خود مشغول نماید.

نباید از یک نکته مهم چشم‌پوشی کرد، چرا که بنا به خواست صاحبان صنعت مد، دختران وارد شده به این بخش، باید از یک سوپراستار شناخته شده، به کارگرانی بی‌نام و ناشناخته که نان بدن خود را می‌خورند، تبدیل گردند. ما شاهدیم که دختران ترک تحصیل نموده از دبیرستان‌ها و یا مهاجران فقیر اروپای شرقی و یا آمریکای لاتین، به دلیل تلاش برای امرار معاش و یافتن شغل، در دام این صنعت می‌افتند.

از سوی دیگر، خانم ماگالی آمادی که یکی از زنان کنار گذاشته شده از این صنعت است، در مورد بازار مد چنین می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های جذاب این صنعت در دنیای امروز این است که دختران به سرعت وارد این تجارت می‌شوند و خیلی زود هم دور انداخته می‌شوند… این دختران جوان، مثل یک زباله به سرعت مچاله شده و با مدل‌هایی تازه وارد تعویض می‌شوند.»

من به خوبی به یاد می‌آورم که در دوره نوجوانی، با مشاهده مجلات ادواری مد آرزو می‌کردم که قیافه‌ای شبیه لاندنر جین شریمپتون و آرایش مو و صورتی نظیر توییگی داشتم. در آن سال‌های دهه شصت میلادی، وروشگا ملکه آلمانی صنعت مد در مجله Vogue، الگوی چهره همه زنان آمریکایی به شمار می‌رفت.

کمی بعد هم لاورن هوتون به معروفیتی جهانی دست یافت. بعدها نیز تصویر بورلی جانسون اولین مدل سیاه پوست، بر روی جلد مجلات مد (آمریکا) نقش بست. بعدها ما شاهد به صحنه آمدن مدل‌هایی نظیر کارن گراهام، رنه روسو، کارول آلت، کیلی لیبروک، آیمن، راسل هانتر، پاولینا پریزکوا، کلودیا شیفر، اله ماکپرسن، استفان سیمور ، آمبر والتا، تیرا یانکز، شالوم هارلو و دیگران بودیم.

در آن سال‌ها، مدل‌ها به زمین و زمان فخر می‌فروختند و ستاره‌های زمین بودند. آنها برای کالاهای بازار، تقاضا ایجاد می‌کردند و شما در هر جایی می‌توانستید چهره‌های آنان را ببینید. حتی هنگامی که سایز لباس‌های آنان کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌شد، بسیاری فکر می‌کردند که مدل‌های بر تن کننده این لباس‌ها، کوتاه‌ قدتر شده‌اند.

امروزه ما شاهدیم که ستاره‌های فیلم‌های هالیوود، به قراردادهای تبلیغاتی محصولات آرایشی و پوشاک روی آورده‌اند و چهره‌هایی نظیر راسل زو بر صنعت مد سلطه‌ای تمام عیار دارند. آیا این شرایط به خروج طراحان پوشاک از صحنه منتهی نخواهد شد؟

همه می‌دانند که دختران فعال در این صنعت باید همراه با رژیم‌های غذایی سخت و طاقت‌فرسا و گرسنگی دست و پنجه نرم کنند. حداقل 3 نفر از این افراد در 18 ماه گذشته به دلیل افراط در رژیم‌های توصیه شده، جان خود را از دست داده‌اند. آنان باید همواره با لباس‌هایی کوتاه‌تر و تلاش برای متناسب نمودن اندام‌هایشان با لباس‌های جدید طراحی شده بکوشند تا در مراسم و افتتاحیه‌ها، بتوانند نمایش خود را به بهترین صورت انجام دهند.

با بزرگ‌تر شدن این دختران کوچک، آنان مشاهده می‌کنند که مدیران این صنعت، همواره چشم به ورود دخترکانی لاغرتر و کشیده‌تر دارند. آنها درمی‌یابند که بازوهایی استخوانی و زانوانی ناصاف و برآمده، مورد توجه هستند و باید سینه‌ها و سرشانه‌هایی سکسی‌تر از دیگران داشته باشند. به علاوه، آنان شاهد این حقیقت هستند که دخترکان بدون نام و صامتی هستند که تنها به خاطر ظاهر برازنده و معده‌های خالی‌شان ارزش گذاری می‌شوند.
آنچه که نمی‌بینند این حقیقت است که در زندگی جایی برای نقش بازی کردن وجود ندارد.

منبع: WWW.thestar.com
* آنتونیا زربیسیاس (Antonia Zerbisias) : بانوی روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس کانادایی و برنده چند جایزه ملی در حوزه وبلاگ‌نویسی و روزنامه‌نگاری.
...............................................................................
منبع: ماهنامه سیاحت غرب، شماره 57
/ 1 نظر / 36 بازدید
شمیم

خیلی وبلاگ خوب و جالبی داری دوست داشتی لینکم کن خوشحال میشم به منم یه سر بزنی[گل][گل]